خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

مقدمة 13

نهج البلاغة ( فارسي )

چند در اين باب به كمال است . آنچه سخنان امام ( ع ) را تا بدان درجه بالا برده كه گويند برتر از سخن آفريده و فروتر از گفتهء آفريننده است ، رنگى است كه از كلام پروردگار در گفتار على ( ع ) مىبينيم . گفتارى بىانديشهء پيش و بىآموختن از استادى ، - كم يا بيش - . مىدانيم هر گوينده كه در فنّ سخنورى به كمال رسد و هر نويسنده كه در ميدان ترسل پيش افتد بايد سالها در محضر استادان زانو زند تا هنر گويندگى و يا نويسندگى را بياموزد . حالى كه امام بزرگوار جز محضر رسول اكرم دبستانى نديده و جز از آورندهء قرآن از كسى درس بلاغت نشنيده . آن گاه خواست او از اين سخنان نه ترسل است نه انشاء و نه كوشش در آوردن سجع ، يا ترصيع ، يا موازنه يا طباق يا مراعات النظير و ديگر هنرهاى لفظى و معنوى . با اين همه چنان كه مىبينيم سخنان وى آراسته به چنين زيورهاست . اين خطبه‌هاى گوناگون به حكم ضرورت در جمعه‌ها و يا در اجتماع مسلمانان القاء گرديده است و بدون ترديد گوينده پيش از آغاز خطبه در لفظ نينديشيده و قبلا معنى را در خاطر نسنجيده ، اما آنچه از معنى در قالب لفظ آورده است زيور صناعت را يكى پس از ديگرى هر چه زيباتر و متناسبتر به خود مىگيرد . مجموعهء سخنان امام پندى است يا حكمتى ، تعليمى يا ارشادى تهديدى يا تشويقى ، عبرتى يا موعظتى ، تشريفى و يا كرامتى كه گاه در صلابت چون صخره‌هاى سخت است كه از ستيغ كوهى بلند فرا زير آيد و به ژرفاى دريايى خروشان فرو ريزد و صدمت آن در اين سو و آن سو آوا در افكند ، و گاه در نرمى چون شبنم بهارى كه بر برگ گل نشيند يا نسيم سحرگاهى كه چهرهء خفته‌اى را نوازش دهد . در بيم چون صاعقه‌اى كه زمين را بلرزاند و در اميد چون آبشارى كه از فاصله‌اى نزديك آهنگ موزون خود را به گوش جگر تافته‌اى رساند . اين جنس انشاء سخن ، فن كس يا كسانى نيست كه بتوانند از راه تدريس و محاورت و تمرين و ممارست بر آن دست يابند ، موهبتى است خاص كه از خزانهء علم الهى به نادره مردان جهان تفويض مىگردد .